خانه
نوشته شده در: 15 تیر ۱۳۸۹ - 6 جولای 2010

 

 

 

 

***

 


شریعتی برای محو حاله "نور"  دروغین از چهره روحانیت و قطع رشته "تقدس" آنها از آسمان، تا آنجا پیش رفت که در یكی از سخنرانی‌های خود در حسینیه ارشاد، منكر امام زمان شده و گفته‌ بود "دعای ندبه سند معتبر ندارد". چنین شد که تعدادی از طلاب قم شکایت نزد شهاب‌الدین نجفی مرعشی  و شریعتمداری بردند و مرعشی گوینده سخن را کافر اعلام نمود.

با اینکه در بهمن 57 ده ماه از مرگ علی شریعتی می گذشت، اما صدور فتواها علیه او حتی تا پس از مرگ وی همچنان ادامه داشت و در همان روزها مرتضی مطهری نگرانی خود نسبت به تأثیر پذیری جامعه از افکار علی شریعتی را طی نامه ای با روح الله خمینی در میان گذاشت.

از همان ماه های نخست پس از انقلاب 57، سخن گفتن از شریعتی در ارگان های مختلف تازه پا گرفته سپاه و دفاع از افکار او، باعث طرد و اخراج شخص مزبور می شد.

اگرچه حکومت های فاشیستی دیگری مانند نظام حاکم بر ایران، در دیگر نقاط کره خاکی نیز یافت می شوند که از جانب روحانیت پشتیبانی نمی گردند، اما آنچه به فاشیسم و دیکتاتوری در ایران نیرو می دهد، تفکر قرون وسطائی دینی و اختیارات روحانیت مذهبی است که در پشت قدرت حاکم ایستاده و بآن مشروعیت دینی بخشیده است.

همین طبقه روحانیت و "منتخبان خدا و پیامبر" هستند که نظامیان نوکیسه را بر سر کار آورده و چنان قدرتی به آنها اعطا نموده اند که اکنون نظامیان فاسد کلیه امور اقتصادی کشور را در اختیار خود گرفته اند.

بباور راقم این سطور؛ تا زمانی که مردم رشته "تقدس" روحانیون را از آسمان قطع نکنند و شغل کاذبی بنام "روحانیت" را از ورطه اقتصادی کشور برنچینند، سران مذهبی همچنان خواهند کوشید تا سیاست های خود را بدون چون و چرا "از جانب خداوند" در کلیه امور جامعه اعمال کنند.

روحانیون علیرغم تمام تبلیغاتی که در مورد آخرت و حوری های بهشتی و جوی های روان از شیر و عسل آن می کنند، خود برای بدست آوردن نعمات مادی این دنیا به هر نوع دروغ، نیرنگ و تبهکاری تن در می دهند.

گرچه برخی از آنها در زمان شاه به زندان افتادند، اما می بینیم که امروز درست در مقابل خواستهای مردمی ایستاده اند، چرا که منافع روحانیت با منافع توده مردم یکی نیست!

اگر گاه می شنویم و یا جایی می خوانیم که جامعه روحانیت مبارز نیز صدایش از اعمال و سیاستهای دولت نهم در آمده، نه به جانبداری از داد مردم، که از ترس کنار گذاشته شدن خود در صحنه سیاسی توسط نظامیان نوکیسه و فاسد است.

 

***

 


نگوئید نکردیم
بگوئید کردیم و بخاطر حفظ اسلام باز هم می کنیم!

آقایان "نظام"! مگر نه اینست هر کاری می کنید برای خدمت به "مستضعفین"، حفظ "نظام اسلامی" و ادامه خلافت امامان شیعی است؟ پس چرا می گوئید ما نبودیم؟ چرا می گوئید ما نکشتیم، ما تجاوز نکردیم؟! بگوئید کردیم و بخاطر اسلام و ادامه راه انبیا و اولیا باز هم می کنیم!

بدین سان هم توده ناآگاه متوجه خواهد شد با کدام اسلام سروکار دارد و هم خود مجبور نیستید بخاطر کتمان هر بیقانونی و عمل ضد بشری که مرتکب می شوید صدها نوع دروغ بگوئید، سناریو بسازید و آسمان و ریسمان را بهم ببافید تا نمای استبداد حاکم را تزئین کنید، و "مثلن" جهانیان متوجه جنایات و تبهکاری های شما نشوند.

آنان که تصور می کنند آنچه در ایران امروز پیاده می شود اسلام نیست، نگاهی به تاریخ جنگ های صدر اسلام بیندازند و ببینند که پس از پیروزی بر دشمن، چطور جان، مال و ناموس ملت مغلوب را به دست سربازان اسلام می سپردند! آیا کسی منکر این است که سربازان اسلام مال ملت مغلوب را به غنیمت می بردند و به زنان و دختران آنها تجاوز می کردند؟!

آقایان "نظام"! بگذارید آن دسته از شیعیان جهان که تا به امروز نمی دانستند "آیت الله"ها و "حجت الاسلام"ها و "سرداران"ی که پشت این "نظام" ایستاده اند، ادامه دهندگان راه "علی" و "حسین" هستند، امروز اینرا بروشنی در یابند.

رودربایستی را کنار بگذارید و راحت بگوئید که برای ادامه راه امامان در دنیای مدرن، خود "روسپیگری" را در خیابان های تهران سازمان می دهید.

شیعیان جهان حق دارند بدانند انسان های آزاده در ایران، توسط مزدوران ِ "برگزیدگانِ انبیا" که همانا "روحانیت" و "نظام مقدس اسلامی" هستند، روز روشن در خیابان ناپدید گشته و سپس سر از سیاهچال های "نظام" در می آورند.

راحت باشید! بلند بگوئید که برای ادامه راه ائمه، مدافعان حقوق بشر را در نیمه شب، سالم در خانه شان بازداشت می کنید و یک ماه بعد ناقص تحویل خانواده می دهید. و اینها همه؛ بخاطر خدمت به اسلام ناب محمدی!

در اواخر سال های 40 و شروع دهه 50، علی شریعتی سعی نمود تا از اسلام چهره ای عقلانی تر، دموکرات تر و امروزی تر تنظیم و به نسل جوان آنروز ارائه کند، اما روحانیت تقریبن یکپارچه در مقابل او قرار گرفت.

از جمله همین آقای ناصر مکارم شیرازی که سی سال است از توبره "نظام" تغذیه کرده و امروز در مقابل جنایت های کودتاگران کجدار و مریض رفتار می نماید، نظر شریعتی در مورد اینکه "شورا مبنای حكومت اسلامی است" را نادرست دانست و در همان سال ها در مقاله‌ای در مجله "مكتب اسلام" نوشت: "شیعه به انتخاب خلیفه بر اساس رای شور معتقد نیست و خلیفه را منتخب خدا و پیامبر می‌داند".(تقابل شریعتی و روحانیت)

اینکه خداوند و پیامبر متوفی او چگونه این خلیفه را به نیابت خود برمی گزینند، داستان بحث انگیزی است حتی در بین علمای اسلام که به دعای ندبه و غیبت امام دوازدهم بر می گردد. روحانیت برای توجیه نقش خود میان مردم و خدا، به امام غایبی احتیاج دارد که او را در زمان غیبتش نمایندگی کند.

تقابل شریعتی و روحانیت از آنجا شدت گرفت که او مجبور بود برای مبارزه با بدعت های غلط، نک حمله را متوجه "روحانیت" کند و بارها تاكید کرده بود "در اسلام، ما دستگاهی، طبقه‌ای یا تیپی به نام روحانیت نداریم... آقا روحانی است؛ یعنی مصرفش چیست؟ متفكر اسلامی است؟ نه. عالم اسلامی است؟ نه. سخنران اسلامی است؟ نه. نویسنده یا مترجم اسلامی است؟ نه. پس چیست؟ ایشان یكپارچه نور است، مقدس است..."

***

 

 
     

نوشتارهای تیرماه

30- فرض کنیم "آقا" جامع الشرایط هم باشد

27- اوباشان حاکم بر ایران، حتی از مسئولین سپاه هم مطمئن نیستند

25- سرسپردگی 113 نماینده مجلس فرمایشی به جناح فاسد حاکم

21- بزودی: زیارت حرم امام علی روی اینترنت بصورت مجازی !

21- حکم سنگسار در قانون اساسی وجود ندارد!

20- دفاع از "حقوق ملت" به سبک لاریجانی

19- اعتصاب بازار و ضعف دولت دست نشانده

16- نوشدارو پس از شب سال سهراب؟

15- نگوئید نکردیم، بگوئید کردیم و بخاطر حفظ اسلام باز هم می کنیم

9- ما گفتیم دزدیدنت، تو هم بگو دزدیدنت

3- تلاش باند "محمود و شرکاء" برای بدست گرفتن قوه قانونگذاری

2- وقتی بزمجه دست آموز موی دماغ روباه می شود

-------------

آرشیو