بر اساس گاهشمار ایرانی، سال ۱۳۸۹ برابر است با ۳۷۳۵. منبع
خانه
نوشته شده در: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۸ می 2010

 

 

 

 

 

***


یعنی وقتی شما وارد یک گفتمان شیاسی می شید، وقتی از آلترناتیوی باسم شاهزاده رضا پهلوی صحبت می کنید، سریعن انگشت های اتهام بلند میشه که تو اصلن جزو دایره روشنفکری نیستی. حق صحبت نداری یا اگر هم داشته باشی کسی بتو گوش نمیده. می خواستم بدونم چه تمهیداتی می تونید بیندیشید برای این قضیه که یک جایگاهی هم در میان طبقه روشنفکر داشته باشید. صحبت از آقایان کردوبی، موسوی، سروش راحته، اما صحبت کردن از شما خیلی سخته. من فکر می کنم بخشی از این هم بخاطر طرفداران شما باشه که موجبات اینرو فراهم آوردن. یعنی متأسفانه ادبیات یک بخشی از طرفداران شما ادبیاتیه که بلوتوثی میشه، یعنی از طریق گوشی ها پخش میشه و بیشتر از اینکه جنبه جد سیاسی داشته باش، جنبه طنز بخودش گرفته.

امروز با صحبت هایی که از شما شنیدم، شاید من با یک بغضی وارد این جلسه شدم اما صحبت های شما این بغض من رو اگر تبدیل به خوف نکرده حداقل تقلیل داده. من میک رو فری می کنم. مرسی از اینکه حرف های من رو شنیدید.»

پاسخ رضا پهلوی:
«خواهش می کنم. دوستان با توجه به وقت که 5 دقیقه بیشتر نمونده، اجازه بدید این سوآل رو پاسخ بدم... دوست عزیز من تمام نگاهم به آینده ست. شرایط اون زمان، حکومت اون زمان، کم و کسریهاش، اشکالاتی که بوجود اومد، شرایط و جو سیاسی اون زمان، اتفاقاتی که افتاد، درونی و خارجی، تمام اینها رو بعهده کسانی می سپارم که از نظر نگارش اون بخش از زمان و ابعاد و تاریخ بتونند تمام بررسی های خوشون رو در اختیار همگان قرار بدند.

آنچه که من در سطح خودم سعی کردم رعایت کنم پند گرفتن از تمام این آزمایش ها و آموزش هایی است که بایستی بتونیم بر اساس اونها راهکارهایی پیدا بکنیم و مرتکب همون اشتباهاتی که در گذشته اتفاق افتاده، حالا در هر دوره ای، مجددن کاری نکنیم که زمینه اون اشتباهات فراهم بشه. بهترین راه جلوگیری از یک اشتباه تضمین این هست که تمام افکار در جامعه مطرح بشن، چون من اعتقاد دارم که برخورد عقیده، عقاید رو به چالش میکشه و از داخل این تفکر راهکارها، روش ها و ایده های جدید متبلور میشن. و این تنها میتونه بسود کل جامعه باشه. بنابراین من نظر خودم را عنوان می کنم و قضاوت هم میهنانم رو به قضاوت اونچه بهش باور دارم چه در بیانم  چه در عملکردم می سپارم. امیدوار هستم که در نظر گرفته بشه.

باز تکرار می کنم، من کسانی رو طرفدار خودم باور دارم که افکار و نظراتی رو که ارائه میدم واقعن باور داشته باشن. وگرنه هر کس میتونه ادعاش رو بکنه. بنظر می آید باز بحث تکراری شده ... دوستانی که با یک فرهنگ غیر شفاف و با پیشداوری و بدون مطالعه راجع به هر کسی، نه فقط من، برخورد کنن، من یک برخورد روشن نمی تونم تلقی کنم...

من از شما انتظار ندارم که شنونده باشید، بلکه بهم کمک کنیم تا افکار یکدیگر رو بهتر بشناسیم چون اگر این کار رو نکنیم برداشت صحیحی از واقعیات نخواهیم داشت و این به ضرر کشور و آینده کشور خواهد بود. ما باید حرف ها و باورها رو آنطور که هست بیان کنیم، بدون شاخ برگ، و زرق و برق اضافه نکنیم... بقول شما که اشاره کردید تابو، من امیدوارم به یک جامعه ای برسیم، به درجه ای از باز بودن تفکر برسیم که هیچ سوژه و مطلبی در مملکت ما تابو نباشه. امیدوارم بتونیم کشورمون رو به این سرحد برسونیم و شاید این بهترین خدمتیه که می تونیم به بعنوان نسل امروز به نسل آیند کشورمون بکنیم...

بامید پیروزی و موفقیت هم میهمان مبارزمون و شک نداشته باشید که این نظام محکوم به شکسته و ایران و ایرانی امروز من اعتقاد دارم که به آزادی خواهند رسید و دیگر زیر بار هیچ نوع دیکتاتوری و استبدادی نخواهند رفت. من این همت و باور رو در همگی شما دیدم و بهمن دلیل با شما هستم و در این مبارزه همراه و همصدا با شما.

با آرزوی پیروزی، سپاسگزارم»

 

 

 

***

 

برای خود ذخیره کنید

MP3 28 min 25 MB

MP3 40 min 37 MB

کلیک راست و
Save As

 


گفتاری در باره
رضا پهلوی

در یکی از روزهای سال 1353 در تهران پای رادیو نشسته بودم که گزارشگر برنامه با رضا پهلوی که در آن زمان 14 ساله بود و سال آخر راهنمایی (سیکل اول پیشین که از کلاس هفتم تا نهم بود) را تمام بپایان می رساند مصاحبه کرد.

تا آنجا که بخاطر دارم گزارشکر در مورد وضعیت تحصیلی او و اینکه سال آخر سیکل اول را چگونه می گذراند از رضا پهلوی سوالاتی کرد. پاسخ او چیزی شبیه به این بود. خیلی عادی گفت: «منم مثل بقیه محصلین باید درس بخونم تا بتونم موفق بشم. کار خاصی نمی کنم، همون کاری رو می کنم که همه می کنن.»

آنروز من با خود اندیشیدم؛ "روزی که او بزرگ شود اگر شاه جای خود را باو دهد برای ایران خوب خواهد شد". اما به آنجا نرسید، او تازه دیپلم گرفته بود که انقلاب شد.

با روحیه ای که از لحن بی آلایش او با گزارشگر رادیو در آنروز برای من متصور شد، از خود پرسیدم: "آیا او از اینکه پدرش 9 آبان روز تولد او را آنچنان در استادیوم 100 هزار نفری برگزار می کرد خوشحال است؟"

دو روز پیش یک کنفرانس اینترنتی (اطاق سبز) که گویا در ایتالیا انجام شده بود از پرشین رادیو پخش شد و در آن رضا پهلوی به پرسش های جوانان داخل ایران پاسخ می گفت. از قرار این کنفرانس از ایران سازماندهی شده بود. اگرچه قبلن نیز نظرات ایشان را در باره رسیدن ایران به یک مردم‌سالاری سکولار پارلمانی و قانون اساسی منطبق بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر شنیده بودم، اما در این برنامه ایشان چنان آشکار نظرات خود را بیان کرد که جایی برای ابهام نمی ماند.

او در مورد پرسشی در باره انجمن پادشاهی و آنها که خود را طرفدار او می دانند اما به شیوه های غیر دمکراتیک و حتاکی به دیدگاه های دیگران رفتار می کنند به شدت انتقاد کرد و تصریح نمود آنان که از نوع تفکر من پشتیبانی نکنند طرفدار من نیستند، حال هر نامی که می خواهند داشته باشند. طرفدار من کسی است که به گفته های من باور داشته باشد.

او ضمن گفت: «بهمان اندازه که تفکرات زشت هم ممکن است در صحنه باشد، اما اگر ما به اساس آزادی بیان و دموکراسی اعتقاد داریم، بنده این حق رو بخودم نمیدم که به کسی بگویم دهنت را ببند یا ساکت باش یا او را سانسور کنم...»

این کنفرانس اینترنتی در دوفایل ام پی تری در همین صفحه برای شنیدن و ذخیره در دسترس است، اما برای کسانی که فرصت شنیدن یکساعت و نیم کنفرانس رضا پهلوی با جوانان داخل ایران را (که توصیه می کنم بشنوند) ندارند، آخرین پرسش و پاسخ را در اینجا می آوردم.

پرسش:

«سلام می کنم به همه دوستان عزیز و بزگوار و تسلیت میگم ایام فاطمیه رو به همه مسلمانانی که حالا اینجا هستند و صدای بنده رو می شنوند. اول من سلام می کنم خدمت آقای پهلوی. یه نکته ای رو من بگم، همانقدر که برای من راحته در مورد جنبش سبزی بودن خودم صحبت کنم، بهمان اندازه برام سخته شما رو بعنوان شاهزاده خطاب بکنم. برای من شما آقای پهلوی هستید، خیلی هم محترم هستید. من اعتقاد دارم چون پیشینه پدر شما شاید یک پیشینه مقبولی برای مردم ایران نیست، نباید شما را هم با همان ادبیات و با همان شکل مورد خطاب قرار داد.

سوآل من از شما در مورد انقلاب 57 هست. آیا شما معتقدید که انقلاب 57 صرفن توسط شبکه بی بی سی و امثالهم بود یا معتقدید که اونهم یک جهان مردمی بود که یک وفاق نظری برای اون انقلاب بود؟ آیا شما مثل پدرتون فکر می کنید که این انقلاب از یک تفکر استعماری بهره جسته و دلایلش هم شبکه های بی بی سی و امثالهم بودن که اذهان مردم رو تسخیر کردند؟

سوال دیگه ای داشتم در مورد کودتای 28 مرداد که نگاه شما به اون قضیه چی هست. بعد از اعترافات خانم آلبرایت.... یه سوآل دیگه هم داشتم. نگاه کنید آقای پهلوی؛ من نمی دونم چقدر دوست دارید توده مردمی که در ایران را هستند شما رو بشنوید. من بعنوان جوانی که شاید از جامعه دانشگاهی ایران مطلع هستم، متأسفانه امروز در جامعه دانشگاهی ما صحبت کردن از شما یک تابو هست.

 

 


 

 

 

 

 

     

فهرست نوشتارها در اردیبهشت

21- مقدمه ای بر "کشف‌الاسرار"

18- گفتاری در باره رضا پهلوی

17- مقدمه ای بر "کشف‌الاسرار" - 1

15- مردم می دانستند "این امامزاده کور می کند که شفا نمی دهد"

9- راه دادگاه رژیم از محکومیت خمینی و اعمال او می گذرد!

7- رهبر عالیقدر! حافظه تان سر جاش هست؟ کهریزک را بکلی فراموش کردید!

7- فدراسیون سراسری نروژ، سرکوب و دستگیری نمایندگان کارگران ایران را محکوم کرد

6- خــرداد حمـاســه ای در حـال تـداوم

5- آقای دانشجو! باز که دَبه درآوردید

2- در بالاترین باید خون دل خورد تا یک مطلب فرهنگی داغ شود

آرشیو