سایت شخصی مهیار فرآورده: جنبش سبز به کجا می رود؟
   
خانه

جنبش سبز به کجا می رود؟

 

 

آیت الله ها محترمند، اما در جای خودشان!
در حوزه های علمیه و بر منابر و مساجد.
جهت رسیدن به یک جامعه شکوفا و آینده ای روشن برای فرزندان این سرزمین؛ ملت ایران مجبور است روحانیون را از کرسی های سیاست دور کند!


درود بر ارواح پاک جانباخته گان را آزادی

***

آیا توده هایی که به جنبش سبز مشهور شده اند بدنبال احیای حکومتی است که روح الله خمینی با ولایت فقیهش سی سال پیش بنیان گذارد؟ به جرأت می توانم به این سوال جواب منفی دهم.

در اقرارهای تلویزیونی که از شبکه حکومت کودتا پخش شد، یک مورد حقیقت داشت و آن اینکه برخی از دستگیر شدگان حتی رای هم نداده بودند. بنابراین جنبش سبز ترکیبی از کل جامعه است و نه فقط آنها که به این رژیم و به قانون اساسی آن معتقدند.

معتقد هم که باشی برای آنها فرقی نمی کند! آنها خر خود را می رانند. مگر در قانون اساسی تصریح نشده که پس از انتخابات نخست باید شورای نگهبان نتایج آنرا به رسمیت بشناسد و بعد رهبر آنرا تأیید کند؟ مگر در قانون اساسی نیامده که ابراز هر گونه عقیده ای در جمهوری اسلامی آزاد است؟ مگر در قانون اساسی نوشته نشده که مطبوعات باید در ابراز نظر و نشر اخبار آزاد باشند؟

کدام یک از این ماده ها مورد اجرا قرار گرفته؟ چند بار تا کنون در طول این سی سال، مجلس خبرگان به وظیفه خود عمل نموده و اعمال رهبر را نقد کرده است؟ در نگاهی می بینیم که مشکل ملت ما کمبود قانون نیست، بلکه اجرا کننده گان قانون است که حَبّ دیکتاتوری را بلعیده اند.

اگر ملت ما را در این راه به زندان های مخوف خود نکشیده و شکنجه نکرده بودند، اگر کمی از کرده خود پشیمان شده بودند، اگر به جوانان این کشور تجاوز های جنسی نکرده بودند، و بالاخره اگر ملت در این مبارزه شهید نداده بود، ممکن بود با این رژیم شازش کرد. اما حالا چه؟

آیا می توان قبول کرد آنها که دستشان به خون جوانان این کشور آلوده است همچنان بر مسند قدرت بمانند؟

آینده نشان خواهد داد...

درود بر ارواح پاک جان باخته گان  راه آزادی
با آرزوی صبر و شکیبایی برای خانواده های داغدیده

***

فهـــرســت

جنبش سبز به کجا می رود؟

آخوند خامنه ای! تحدید سودی ندارد، تسلیم شو!

دین بعنوان یک عقیده "بلی"، اما چون حکومت "خیر"!

مشاهدات تکان‌دهنده‌ی یک پزشک از شنبه‌ی خونین

دروغی بنام مذهب، دروغی بنام ولایت فقیه

غرب در تعامل با ایران خود را سر کار گذاشته است

نوبت شمای بی بی سی امروز در مورد انتقادات 18 تیر سکوت کرد

18 تیر بی بی سی زد گاراژ

خامنه ای: «اینها اغتشاشگر نیستند!»

"لباس شخصی ها" چه کسانی هستند؟

آیا اعدام شده گان اخیر در ایران واقعن قاچاقچی بودند؟

کمدی اعترافات:
«توی کیف خودم و توی کیف پسرم یه نارنجک جنگی بود..»

"آیا بی بی سی دلش برای مردم ایران سوخته؟"

مگر تنها ندا بود که جان باخت؟

خامنه ای آخرین کارت خود را رو کرد

رژیم چون خری در گل
شورای نگهبان زیر فشار

احمد خاتمی:
«در کوچه خلوت نمی کشند [بلکه در خیابان ها]»

[رهبر]:
یک قدم از قانون فراتر نخواهم رفت

بخش اسناد و مدارک تقلب ها در حین و جنایات پس از انتخابات!

پشتیباتی بله، سود جویی خیر!

کلام خدا یا رای مردم

 

 

 

 

نوشته شده: چهارشنبه 31 تیر ۱۳۸۸ - 22 جولای 2009

روحشان شاد

 

جنبش سبز به کجا می رود؟

دو روز پیش مطلبی نوشتم تحت عنوان "دروغی بنام مذهب، دروغی بنام ولایت فقیه". دو مورد از بین نظرهای گوناگونی که در "بالاترین" بر آن نوشته شد، مرا واداشت تا این مطلب را بنویسم و آن نظرها را در اینجا به بحث بگذارم.

دوستی نوشته بود: «این مطالب تفرقه انداز هست... و توسط مزدورهای رژیم نوشته میشه تا باعث ریزش طرفداراهای موسوی بشه.»

دیگری نوشته بود: «شماهایی که اسلام و مسلمان رو زیر سوأل میبرید با اشرار رژیم جمهوری اسلامی چه فرقی دارید . فردا شماها و بزرگای شما هم اگه بیاد حکومت کنه خون مسلمانا رو به شیشه میگیره . همونطوری که الان هم توشیشه هست.»

من همانجا برای این دوستان نوشتم که ما برای یک جامعه قانونمند مبارزه می کنیم، یک جامعه سکولار که دین را با سیاست کاری نباشد. اما اکنون این سوال را می خواهم به بحث بگذارم:

"آیا جنبش سبز برای یک جامعه قانونمند مبارزه می کند یا برای جامعه ای که بتواند با فتوای یک آیت الله زیر و رو شود؟!"

میرحسین موسوی خود بارها تکرار کرده که «گاهی من بدنبال شما آمدم و گاهی شما بدنبال من، ولی ترجیح می دهم که دنباله رو مردم باشم!» حال شاید با دو سه کلمه پس و پیش.

آیا بدنبال نظامی هستیم که مردم تعیین کننده باشند و هر گاه منتخبین بیراهه رفتند آنها را معزول کنند، یا سیستمی که یکنفر آنجا بنشیند، خود را نایب امام و خدا بداند و با زور سر نیزه هر کار دلش می خواهد بکند؟

اینها سوال هایی هستند که اگر امروز جواب روشنی برای آن نداشته باشیم ممکن است جنبش سبز را از راه بدست آوردن آرمان های خویش منحرف کند.

حکومت حاکمه، در این دوره از انتخابات نشان داد؛ برایش فرقی نمی کند که شما برای براندازی جمهوری اسلامی قیام کرده ای یا برای اصلاح آن، بهر حال ترا از بلندگوهایش بنام آشوبگر و اسباب دست بیگانه می خواند.

اگر این رژیم اصلاح شدنی بود در مدت سی سال گذشته اصلاح میشد! ملت ایران مجبور است یک بار و برای همیشه، دندان کرم خورده را بکند و بدور بیندازد. در غیر اینصورت آش همان است و کاسه همان.

شما حساب بکنید که هر کدام از این آیت الله ها ساز ویژه خود را می زنند که با دیگری شبیه نیست و همه به گفته های آقای روح الله خمینی استناد می کنند.

پس تکلیف مردم چیست؟

این چه نظامی است که حتی ارکان درونی آن با یکدیگر همخوانی ندارند؟!

ملت ایران تا کی باید اختیار آینده کشور و سرنوشت بچه های این سرزمین را بدست آیت الله ها بسپارد؟ آیت الله ها محترمند، اما در جای خودشان. در حوزه های علمیه و بر منابر و مساجد. جهت رسیدن به یک جامعه شکوفا و آینده ای روشن برای فرزندان این سرزمین؛ ملت ایران مجبور است روحانیون را از کرسی های سیاست دور کند!

 

***

 

قابل توجه خواننده گانی که از سایت "بالاترین" به سایت من می آیند!

لازم به تذکر است که تعداد کلیک های نشانداده شده در بالاتربن برای این مطلب و هر مطلب دیگری دقیق که نیست هیچ، اختلاف بزرکی دارد و بنظر میرسد که سیستم ثبت سایت بالاترین درست کار نمی کند!

آمار سایت من نشان می دهد که بازدید های از بالاترین به سایت من بمراتب بیش از آنچیزی است که اینجا نشان میدهد.

 

 

 

org