نگاهی بر سریال شهرزاد


پیش از مجموعه شهرزاد، دو فیلم بلند و خوش‌ساخت «کیفر» و «یک روز معمولی» را از حسن فتحی دیدم. در مجموعه شهرزاد علی‌رغم اشکال‌های فیلم‌نامه که در پی خواهد آمد، گارگردان و فیلم‌نامه نویسان در تلاش‌اند تا مرزهای سینمای درگیر در تفکرات عصرحجری حاکمان در ایران را بشکنند و در غالب یک قصه عشقی نقش عمده‌ای به زن در یک جامعه مردسالار بدهند. در جامعه‌ای که وظیفه زن همان سه چیز است که «بزرگ آقا» به شهرزاد می‌گوید، با این همه همان بزرگ آقا که نقشی همانند ولایت فقیه، در قالب غیر مذهبی آن در جامعه دارد، نیازمند خدمت شهرزاد است تا آمپول وی را بزند و در نهایت شهرزاد را به برای همسری داماد خود برگزیند. این نکته مهمی در این داستان است.

سریال-شهرزاد-11

جدا از بازی‌های خوب و گاه فوق‌العاده‌ای که من در قسمت اول این مجموعه و کلیپ‌های بخش‌های دیگر آن از بازی‌گران ارزش‌مند سینمای ایران در یوتوب دیدم، صحنه‌های بازسازی شده تظاهرات و حمله چماق‌داران و قمه‌کش‌های «بزرگ آقا» که چماق‌داران و نوچه‌های خامنه‌ای را به‌خاطر می‌آورند، هم‌چنین رژه نطامیان که همه در یک و همان خیابان سنگ‌فرش بازسازی‌شده اتفاق می‌افتد ضعیف است و نشان می‌دهد سینمای ایران، حتی کارگردان توانایی چون حسن فتحی در بازسازی تاریخ نتوانسته تسلط خود را نشان دهد.

داستان عاشقانه‌ای که دست‌مایه این مجموعه قرار گرفته می‌توانست بدون این صحنه‌سازی‌های مصنوعی تعریف شود.درگیری یک تنه فرهاد –  دانش‌جو یا نوسینده‌ای که کارش نوشتن مقاله فرهنگی است و قاعدتن نباید بتواند حریف نوچه‌های «بزرگ آقا» شود – با چندین تن از چماق‌داران در دفتر روزنامه، دست‌و‌پنجه نرم‌کردن او با یکی از آن سبیل‌کلفت‌ها و پرتاب مرد قلدر به سوی دیوار با وجود آن همه قمه‌کش در در دفتر روزنامه، جاخالی دادن فرهاد و بالاخره پرتاب‌شدن نوچه «بزرگ آقا» به خیابان و مرگ وی بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد. در حالی‌که مردم عادی و حتی طرف‌داران مصدق در آن شلوغی و تظاهرات از ترس جانشان فرار می‌کنند، اما شهرزاد در نقطه‌ای مقابل بالکن دفتر روزنامه می‌ایستد، نه کسی به او تنه‌ می‌زند و نه آسیبی به‌او می‌رسد، حتی کلاهش هم کج نمی‌شود و تعجب‌آور این‌که وی از آن پایین در خیابان روشن به چشمان خود کاملن میبند که فرهاد در داخل دفتر روزنامه که نسبت به روشنایی در بیرون تاریک است جاخالی داد و قمه‌کش به خیابان سقوط کرد. فیلم‌نامه مشکل دارد! و گاه در کارگردانی نیز به چشم می‌خورد.

تاکسی بنز مشکی‌رنگ مدل 170 که شماره «124 ط» دارد، دوبار در دو صحنه و در دو زمان مختلف با همان شماره دیده می‌شود و گویی در تهران آن‌روز تنها یک و همان تاکسی وجود داشته که مردم را در شهر جابه‌جا می‌کرده است. همین تاکسی در چند صحنه دیگر نیز دیده می‌شود ولی شماره آن به چشم نمی‌آید. عوض‌‌کردن شماره روی درِِ تاکسی کار زیادی نمی‌برد، و از این جهت آن دقت حسن فتحی در صحنه‌پردازی‌ها که توسط هنرپیشه‌های سریال در مصاحبه‌های آن‌ها با تی‌وی‌+ در جشن سال نو در آن باغ ابراز می‌شود با این سوتی عریان هم‌خوانی ندارد.

صحنه چند دقیقه‌ای بازجویی فرهاد در مقابل بازجویی‌های شبانه‌روزی حکومت فشار کنونی در زندان‌های تاریک رژیم، ارزنی است در برابر محصول یکساله کشاورز.

بوسیدن دست «بزرگ آقا» توسط پدر فرهاد که رهایی جان پسرش را از او می‌طلبد، مصباح یزدی را به خاطر بیننده می‌آورد که برای جاه و مقام و ثروت، در گزارشی در چند سال پیش دولا شد و پای خامنه‌ای را بوسید، اما این کجا و آن کجا. لااقل اِله‌مان‌هایی را در این داستان عشقی می‌گنجاندند که صد برابر بدترش در نظام جهل کنونی اتفاق نیفتاده باشد. در این راستا فیلم‌نامه تا آن‌جا پیش می‌رود که فرهاد را به «اقدام علیه امنیت کشور» و «براندازی نظام» محکوم می‌کنند.

گویا فیلم‌نامه‌نویسان و گرداننده‌گان این مجموعه برای گرفتن اجازه نمایش آن، کودتای 28 مرداد را زمینه داستان قرار داده‌اند، به‌ویژه که یکی از سرمایه‌گذاران سریال، داماد محمد شریعتمداری معاون اجرایی رییس‌جمهور کنونی است که بیش از دو دهه در برابر جنایات رژیم ساکت بود و اکنون که پایه‌های نظام به لرزه درآمده فیلش یاد هندوستان کرده و به‌یاد اعتدال‌گرایی افتاده است.

این تصور بیش‌تر به ذهن خطور می‌کند وقتی در پایان قسمت اول که من دیدم، تشکرهایی از سازمان‌هایی می‌بینیم هم‌چون سازمان املاک و مستغلات بنیاد مستضعفان (بخوانید مستکبران) که به چپاول ثروت ملی مشغول است، دانشکده ادبیات و «علوم انسانی» که تحمل تدریس آن علوم در دانشگاه‌ها را ندارند و سینمای دفاع مقدس که خودخواهی خمینی و آمال وی برای دستیابی به کربلا، در به درازا کشاندن جنگ و کشته شدن جوانان ایران‌زمین را دست‌مایه تقدسی دروغین قرار داده است.

به‌نظر نمی‌رسد سراسر این مجموعه به جذابیت صحنه‌های رمانتیک و کلیپ‌های تیزر از صحنه‌های گوناگون آن از که در یوتوب دیده می‌شود باشد.

از میان نقش‌آفرینی‌ها:

– علی نصیریان که در فیلم «آقای هالو» ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۳۴۹ نشان داده بود مهره مهمی در بازیگری سینمای ایران است با ایفای نقش «بزرگ آقا» همچنان در اوج درخشید.

– شهاب حسینی در ارایه نقش قباد تحسین‌براگیز است و بازی او در صحنه‌هایی که من از وی در این مجموعه دیدم در هیچ کجا افت پیدا نمی‌کند. آغاز زندگی او با شهرزاد قصه شیرینی است که بیننده را شیفته او و شیرین می‌کند.

– مصطفی زمانی بهترین نقش خود را تا کنون در این مجموعه در مقابل دوربین بازی کرده و در صحنه‌های رمانتیک، باورکردنی و عالی ظاهر شده است.

– مهدی سلطانی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و همچنین کارگردان تئاتر در نقش پدر فرهاد از همان سکانس نخست در فرش‌فروشی قوی جلوه می‌کند و ستاره دیگری در کارنامه حرفه‌ای خویش می‌افزاید.

– پریناز ایزدپناه شخصیت شیرین را بدون هیچ نقصی ارایه می‌کند. گرچه شیرین آدم نرمالی در این فیلم‌نامه نیست، اما حس عطوفت بیننده را بر می‌انگیزد و اثری خوب در ذهن تماشاگر برجای می‌گذارد.

– و اما ترانه علیدوستی که تا کنون در نقش‌های بسیاری در سینمای ایران درخشیده و «شهر زیبا» یکی از کارهای بیاد ماندنی وی می‌باشد، وظیفه مشکلی در این مجموعه بر عهده دارد. فیلم‌نامه بر وجود او معنی پیدا می‌کند و جریان می‌یابد. او در تب‌و‌تاب عشقی از دست رفته و آغاز یک زندگی تازه است و سمبل زنی است در یک جامعه سنتی که می‌خواهد مرزهای مردسالاری را بشکند. او باید تقربن در همه جا باشد و در مقابل تعداد زیادی از شخصیت‌ها ظاهر شود. گرچه اوج توانایی او در بازیگری گاه‌به‌گاه افت پیدا می‌کند، اما من دلیل آن‌را در ضعف کارگردانی می‌بینم که این گاه‌ها را قبول کرده و آن‌ها را تکرار نمی‌کند.

تیتراژ تصویری سریال بسیار چشم‌گیر و زیبا طراحی شده و از همان ابتدای قسمت اول بیننده را جلب می‌کند. گرچه سازنده‌گان موسقی متن به عهده دو تن فردین خلعتبری و امیر توسلی سپرده شده اما این اشکالی در روند موسیقی متن ایجاد نمی‌کند و صدای محسن چاوشی روی صحنه‌های دراماتیک و عاشقانه احساس برانگیز است و خوش به گوش می‌نشیند.

با تمام وقتی که من گذاشتم تا تمام 26 قسمت مجموعه را آن‌چنان که در ایران گفته می‌شود به صورت «حلال» آنلاین تهیه کنم تا داوری غیرواقعی نسبت به این سریال نداشته باشم، اما متاسفانه امکان آن نبود و هیج‌کدام از نشانی‌های اینترنتی که برای دانلود حلال در اینترنت وجود دارد جواب نداد. ریشه این مشکل عدم وجود حق مولف و مشکلات پخش اینترنتی در ایران است که حالا حالاها باید در این زمینه کار کرد.