«آقای خامنه‌ای! پس دشمنی‌ها با چه چیز برطرف می‌شود؟»


اگر مشکل کشور ما از راه گفت‌گو و تعامل با جهان برطرف نمی‌شود، جنابعالی که به زعم خودتان رهبر شیعیان جهان هستید بفرمایید شیعیان جهان و از جمله مردم ستمدیده ایران جه کنند تا دشمنی‌ها برطرف شود؟ این دشمن کجاست که کسی جز شما و کارگزاران شما آن را نمی‌بینند؟

جنابعالی می‌دانید که اکثریت مردم با نقطه‌نظرهای شما فاصله زیادی دارند، اما شما هیچ‌گونه حقی برای مردمی که خواستار کاهش تنش هستند و بهمین دلیل آقای روحانی را انتخاب کردند، قائل نیستید.

نخست گفتید بروید بر سر برنامه هسته‌ای مذاکره کنید. حال بماند که از زمان احمدی‌نژاد مذاکره پشت پرده را آغاز کرده بودید. تیم مذاکره هم با تمام مشکلات مشغول گفت‌گو شد. بعد گفتید من نه پشتیبانی می‌کنم و نه مخالفت. خوب این حرف یعنی چه در حالی‌که شما خودتان با گفت‌گو بر سر برنامه هسته‌ای موافقت کرده بودید؟ بعد که تیم مذاکره کننده بر سر یک توافق با پنج بعلاوه یک به نتیجه رسید گفتید مجلس باید تصویب کند تا مسوولیت پذیرش آنرا از دوش خود بردارید.

آن‌هم چه مجلس و چه نماینده‌گانی! این آقایان آن‌گونه شدید که از دست‌دادن آقای ظریف با باراک اوباما عصبانی شدند برای دفاع از منافع مردم نمی‌شوند. مگر آقای ظریف در جریان گفت‌گوهای توافق اتمی هر روز با جان کری وزیر خارجه آمریکا دست نمی‌داد که دست‌دادن وی با باراک اوباما چنین واکنش تند و زشتی از سوی مجلس و دیگر ارگانهای سرکوب ابراز شد؟

آقای خامنه‌ای جنابعالی اگر نام رهبر بر خود می‌گذارید باید مسوولیت‌پذیر هم باشید.  مسوولیت دزدی‌های کلان میلیارد دلاری که در زمان احمدی‌نژاد به ذخیره مالی ایران وارد شد و تازه نوک هرم آن به نام افرادی مانند بابک زنجانی بیرون آمده مستقیمن متوجه شماست که طرز فکر محمود را با طرز فکر خود سازگارتر دیدید. یقینن خود متوجه این موضوع هستید اما چون مسوولیت‌پذیر نیستید گویی این «دشمنان» بودند که محمود را به ریاست جمهوری برگزیدند.

در جمع فرماندهان ارتش گفتید: «تصور این‌که اگر فلان حرف را نزنیم یا فلان کار را نکنیم و ملاحظه‌ دشمن را بکنیم، دشمنی‌ها کم می‌شود، تصور نادرستی است.»

شما بفرمایید چه تصوری درست است و مردم ایران چه‌گونه عمل کنند. اگر هر کدام از هفتاد میلیون ایرانی از صبح تا شام ده هزار بار بگویند مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسراییل و مرگ بر سعودی،  دشمنی‌ها برطرف می‌شود؟ من گاه واقعن دلم به حال شما می‌سوزد که یک نته در مقابل یک ملت ایستاده‌اید. انسان تا چه اندازه باید خودخواه و تنگ‌نظر باشد تا خواست خود را بر خواست یک ملت ارجح بداند.

البته یک‌تنه‌ی یک‌تنه هم نیستید. آقای قیروز آبادی که هزار ماشااله خودشان به اندازه چند تن هستند. گذشته از آن آقای محمد علی جعفری هم که «هرگز اجازه رشد و پیاده‌سازی تفکری» را در ایران نخواهد داد در رکابند. «تفکر» در ایران ممنوع!

علاوه بر این امام‌های جمعه سنگ تمام میگذارند و بقیه آیت‌الله ها هم دین را کنار گداشته و دنیا را چسبیده‌اند که نکند از این غاقله غفلت عقب بمانند.

آقای سردار جعفری؛ نوع تفکر افراد و رشد آن‌را نمی‌توان با زور بسیجی و نیروهای امنیتی از آن‌ها گرفت! درست به‌همین دلیل است که رژیم پس از نزدیک به چهار دهه با صرف هزینه‌های کلان و نیروهای انسانی، در کنترل طرز فکر و رفتار مردم عاجز مانده است. طرز تفکرهای قرون وسطایی و تمدن‌های واپس‌گرا نه می‌توانند در مقابل افکار نوین مقاومت کنند و نه جای‌گزین آن می‌شوند. پدیدآمدن حکومت عقب‌گرایی چون جمهوری اسلامی هم نتیجه اعتماد بیش از اندازه‌ای بود که مردم در سال 1357 به روحانیون و به ویژه به آقای خمینی داشتند.

جناب آقای خامنه‌ای؛ کسی مدام از دشمن خارجی می‌ترسید که مشکل مشروعیت در داخل داشته باشد. آیا شما خود را یک رهبر مشروع می‌دانید؟ آیا شما برای راه‌برد کشور تا کنون برای منافع ملی کار کردید یا منافع شخصی و گروهی؟ آیا شما برای سرکوب اعتراض مردم به تقلب در شمارش آرا در سال 88 از لشگر چند میلیونی بسیج و نیروهای پلیس و امنیت و سپاه پاسداران و عوامل چماقدار و تک تیراندازها استفاده کردید یا خیر؟ آیا شما بر خلاف منافع ملی و تنها برای استمرار حکومت خود پای بر زیاده‌خواهی اتمی فشردید و میلیاردها دلار از خزانه ملی را خالی کردید یا خیر؟ آیا روش‌های پلیسی حکومت شما میلیون‌ها ایرانی تحصیل‌کرده که سال‌ها از محل هزینه عمومی مخارج آن‌ها تامین شده است را به حارج از مرز ها فراری داده است یا خیر؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها مثبت باشد اطمینان داشته باشید حکومت شما از نظر قانونی، و هم شرعی و عرفی نامشروع است.