|
ادبیـــــات | ||||
|---|---|---|---|---|---|
| فایل های این بخش بصورت کتاب الکترونیک در فرمت پی دی اف چاپ شده اگر برنامه را ندارید اینجا پیاده کنید |
|||||
© انتشار رمان ها، داستان ها و دیگر نوشتارهای پژوهشی در این بخش، در جای دیگر جز سایت نویسنده مجاز نیست © |
|||||
|
نقد و بررسی مقایسه دو کشور نفت خیز ایران و نروژ شاید در ابتدا به نظر رسد چرا یک کشور نفت خیز واقع در سواحل خلیج فارس مانند ایران را، با کشور نفت خیز دیگری در همان منطقه، مانند عربستان سعودی یا کویت که هر دو کشور مسلمان هستند و قدمت اکتشاف نفت در آن دو کشور نیز همچون ایران قدیمتر از نروژ است، مقایسه نمی کنیم. ![]() یکی از سکوهای نفتی متعلق به نروژ پاسخ اینست که در هیچپکدام از کشورهای نفت خیز عربستان سعودی، کویت یا ایران که حدود یک صد سال پیش نفت یافت شد، آزادی هایی که ضامن یک حکومت مردم سالار باشد وجود ندارد و عمده درآمد حاصل از فروش نفت به جیب حاکمان می رود و هزینه تثبیت قدرت آنها می شود. در حالیکه نروژ حدود پنجاه سال است به نفت رسیده و درآمد حاصل از استخراج نفت و فروش آن، بخشی در راه رفاه عمومی صرف می شود و بخش بزرگتر آن به صندوق پس انداز بازنشستگی سپرده می شود که آن هم به نوبه خود درآمد زاست و این درآمدها نیز در جهت منافع ملی بکار گرفته می شود. مورد دوم اینکه ببینیم آیا در کشور نفتخیزی که اسلامی نیست، ولایت فقیه ندارد و اساسن بوئی هم از اسلام به مشام مردمش نرسیده، آیا در چنین کشوری فساد همه جا را برداشته است؟ آیا عدم ایمان به اسلام و آن هم از نوع شیعی آن، باعث عقب افتادگی اقتصادی و اجتماعی مردمان آن کشور شده است؟ (...) متن کامل این نوشتار را در رادیو کوچه بخوانبد و یا اینجا در 23 صفحه آ5 در فایل پی دی اف دانلود کنید. مقدمه ای بر "کشفالاسرار"این مطلب نخست 29 اردیبهشت در رادیو کوچه منتشر شد "کشفالاسرار" کتابی است منصوب به آیتالله خمینی که تاریخ انتشار ندارد ولی باید در اواسط و یا اواخر دهه ۱۳۲۰ و پس از حکومت رضاشاه تألیف شده باشد. این کتاب پاسخی است بر جزوهای از علیاکبر حکمیزاده با عنوان "اسرار هزارساله" که در نقد عقاید شیعهٔ امامیه خطاب به فقیهان نوشته شده و در سال ۱۳۲۲ در هفتهنامهٔ پرچم به چاپ رسیده بود. حمله آیتالله در کشفالاسرار تنها متوجه روشنفکران آن زمان مانند علیاکبر حکمیزاده و احمد کسروی که کتاب "شیعیگری" را در سال 1323 نگاشت و ایراداتی بر کیش شیعی وارد نمود نیست، بلکه همچنین به وهابیت است که واسطه کردن شخص و بندگان خدا - از جمله روحانیون - را کفر به خدا و شرک مطلق میدانند. و خمینی در این کتاب همه آنها را "بیخردان"، "وحشیهای نجد" و "شترچرانهای ریاض" میخواند. از همان اوائل کتاب دستمایه فکری و توشه نظری آقای خمینی از آنچه به نام جمهوریاسلامی در نظر دارد بهخوبی آشکار میشود و آنچه ترسیم میکند همین نظامی است امروز در ایران پیاده شده، و اگر او در زمان حیات خویش قصوری در قصاوت از او سر زد، مرگ بیش از آن به او اجازه نداد. اگر کشفالاسرار در زمان انقلاب در دسترس بود و مردم آنرا میخواندند، بیتردید آنگونه محو کاریزمای آیتالله نمیشدند و معلوم نیست امروز بهچه دلیل "مرکز نشر آثار امام" حاضر نیست این کتاب را تجدید چاپ کند! کشفالاسرار جدا از ادبیات ناسزاگویی به منتقدین، از نیمه دوم که موضوع امامت بهمیان میآید، مانیفست خمینی شروع میشود و میبینیم چگونه فقها با زمینهچینی و شوراندن مردم علیه حکومت وقت، برای برپا کردن بساط حکمرانی خویش در جامعه بذر میپاشیدند. متن کامل را در 13 صفحه آ4 در فایل پیدیاف مطالعه کنید گذری بر رمان "در حَضَر" اثر مهشید امیرشاهی این مطلب به صورت برنامه رادیویی در رادیو کوچه قابل شنیدن است "در حَضَر" قصه من و توست. قصه ماست که از کاسبکار و معلم و نوازنده و بازاری و هنرمند گرفته تا تحصیل کرده داخل و خارج، همه دست به دست هم دادیم و بهمن 57 سکان کشتی گرفتار امواج انقلابی ِ ایران را به دست جماعتی سپردیم که خود را "نشانه خدا" می خوانند و سال های متمادی کوشش کردند تا بر کرسی سیاسی کشور سوار شوند، که شدند.
روی جلد رمان در حـَضـَر (شوآ) بسيار پيش از آن كه محمود احمدینژاد در سخنرانی مشهورش، ماجرای هولوكاست را به شيوه خود مطرح كند تا از آن در جهت خواسته های رژیم سود ببرد، متفكرانی در اين سو و آن سوی جهان، در آن ترديد روا داشته و دلایل خود را ارائه کردند. از آنجا که واکنش حاکمان بر ایران نسبت به این مسئله، مستقیماً بر روابط خارجی ایران اثر سوء گذاشته و این بر سیاست داخلی نیز سایه می افکند، بر آن شدم تا در این نوشتار به زمینه های پیدایش آن بپردازم و از طرف دیگر دو اندیشه طرفداران و انکار کنندگان هولوکاست را کنار هم قرار دهم تا خواننده ایرانی و فارسی زبان دید وسیعتری در این زمینه بدست آورد.
شیعیگری و امام گرایی شیعیگری و امامگرایی مجموعه مقالاتی است که من در فاصله بهمن ماه 87 تا فرودین ماه 88 در مورد مذهب شیعه و تمایل ایرانیان در ساختن بت های مذهبی نوشته ام. اکنون این مقاله ها یکجا بصورت کتاب الکترونیک در ده بخش عرضه می شود.
شیعی گری و تفکر حاصل از آن که ارکان اصلی و فرعی جامعه ایران را تحت کنترل دارد؛ نه تنها خود را حاکم بر رفتار و کردار و اندیشه های مردم ایران میداند، بلکه همچنین حکومت حاکم بر ایران پرچم حسین و شمشیر علی را در دست گرفته و سودای سیطره بر کره خاکی در سر میپرورانند و با چنگ اندازی به خاک و ثروت مردم ایران این ملک آریایی را پایگاه هدف های کینه توزانه و شوم خود قرار داده است. بخوانید داستان کوتاه دختر عمههای مُحَجّبه داود شب عاشورا بود و دوستان بابک داشتند او را دست می انداختند که اگر در آن شب کار حرامی انجام دهد سنگ خواهد شد. سال ها پیش از آن گویا ماجرایی در شب عاشورا حوالی میدان خراسان رخ داده بود که ... بخوانید
رُز در خانه خدا خنک های مرمرهای راهروی میان صفا و مروه، در آن گرمای عربستان از کف پاهای رُز نفوذ میکرد و در اندام او گسترش میافت. رُز بارها این مسیر را پیموده بود، و همیشه با لباس احرام. احرام را دوست میداشت و خود را در آن لباس آزاد احساس میکرد.
روشنک خانم روشنک خانم وقتی شنید عروس عمه اش قصد سفر به سوریه دارد قند در دلش آب شد. ماهها بود که او آرزوی سفر دیگری به شام داشت، اما کهولت سن و نداشتن همراه پیوسته سفر سوریه را برای او به تأخیر میانداخت....
|
رمـــان یاقوت سرخ 23 سپتامبر منتشر شد
در 150 صفحه شامل درام یاقوت سرخ و شش داستان کوتاه: روشنک خانم محل فروش در اسلو؛ فروشکاه رنگین کمان، 85 کرون نروژ برای تهیه کتاب همچنین میتوانید با اینجا تماس حاصل نمایید 12 یورو و 16 دلار آمریکا »» شهاب و سرور با اینکه عاشق هم هستند، اما پیش فرضهای اجتماعی و توقعات اطرافیان مسئله ایست که هر چند یکبار باعث جر و بحث بین آنها میشود. یکسال از نامزدی آنها میگذرد و خانواده های آندو معتقدند که اگر آنها هنوز امکان ازدواج ندارند، لااقل عقدی برگزار کنند تا هم بیکدیگر محرم شوند و هم با خیال آسوده در اجتماع با یکدیگر معاشرت داشته باشند. سرور و شهاب را بارها در ایست بازرسی و یا در جاده ها بجرم نامحرم بودن بازداشت کرده و خانواده ها از اینکه برای آزادی آنها سر از کلانتری ها و پاسگاهها درمیآوردند خسته شده بودند... * دانلود نسخه الکترونیکی یاقوت سرخ * داستانهای کوتاه در نسخه الکترونیکی موجود نیستند! نسل سوم مدتی به انتخابات ریاستجمهوری خرداد 88 در ایران مانده. بهنوش دختر بیستوشش سالهایست که از وضعیت موجود به تنگ آمده و چاره زندگی آینده خود را در مهاجرت میبیند. از اینرو با برادرش حامد از طریق یک وکیل اقدام میکنند تا شرکتی در جمهوری چک ثبت کرده و از این راه بهآن کشور مهاجرت کنند، اما مادر بهنوش مخالف رفتن او بهخارج از کشور است. او معتقد است که دختر شوهر کند، بعد هر کجا که میخواهد با شوهرش برود.
در گیرودار تکمیل مدارک و انجام کارهای ثبت شرکت هستند که انتخابات شروع میشود. بهنوش که تا آن زمان هرگز رای نداده و رای دادن را به مسخره میگیرد. با شروع مناظرههای تلویزیونی، گرم شدن فضای انتخاباتی و شرکت همه جانبه مردم در راهپیمائیها، او نیز تشویق میشود و حتی با دوستانش همراه شده به خیابان میرود. با اعلام نتیجه انتخابات، شروع ناآرامیها، دستگیریها و کشتارها، زندگی بهنوش و حامد نیز تحت تأثیر وقایع و رویدادها قرار میگیرد و روند سیاسی اجتماعی کشور خطوط بعدی داستان را ترسیم میکند. گرچه این داستان با نام چند نفر آغاز می شود و با همان اشخاص پایان میپذیرد، ولی آنها نیز اعضایی از قهرمان اصلی تاریخ حاضر ما هستند؛ "مردم"!. قهرمانی که در پروسه جنبش نوین ایران رشد کرد و قدرت گرفت. جنبشی که مرکز فرماندهی ندارد ولی وقتی قرار است کاری انجام شود، همه اعضاء میدانند چگونه عمل کنند. تو گویی که اين ميليونها نفر، سالها با هم تمرين کردهاند کی با هم مرگ بر روسیه بگویند و کی فریاد جمهوری ایرانی بر آورند. هدف من از نوشتن این رمان، زنده نگاهداشتن چگونگی پیدایش جنبش بیداری ایرانیان در جریان انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال 1388 است که به جنبش سبز معروف شد و در سراسر جهان طنین افکند. این رمان را همچنین به نسلهای آینده تقدیم می کنم تا در جریان روزبهروز مبارزه پدران و مادران خود با نظام دژخیم ولایتی قرار گیرند و بدانند که آنها چگونه با دستهای خالی و بدون توسل به خشونت، در مقابل یکی مخوخفترین نظامهای عصر حاضر ایستادند تا از حقوق خود دفاع کنند. دانلود نسخه الکترونیکی این کتاب نماز سر وقت محسن (20) با هاله (22) آشنا شده و عاشق او میشود. سن محسن هاله را برای ادامه معاشرت با او بتردید می اندازد و سعی می کند در این مورد با او صحبت کند، اما محسن متقاعد نمی شود و این دوستی ادامه می یابد، تا محسن برای بار دوم به دانشگاه راه نمی بابد و مجبور می شود به خدمت وظیفه برود.
این در حالی استکه جنگ ایران و عراق به دوران فرسایشی خود رسیده و هاله نگران است که محسن را به جبهه بفرستند. اما محسن که آسم دارد و فکر می کند معاف می شود خود را معرفی می کند. از این پس زندگی هاله تحت الشعاع تحولات جنگ قرار می گیرد و پیش آمدها خطوط تکاملی داستان را تعیین می کنند. کامل بخوانید از 36 تا 71 درجه شمالی حمید پس از بیست و چند سال دوری از کشورش و زندگی در اروپا و اسکاندیناوی، به ایران و شهر خود تهران باز میگردد. اواخر دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی است و از آنجا که همه چیز تق لق است، بنظر حمید میرسد که گویا آزادی شخصی دیگر مورد هجوم قرار نمی گیرد. با دیدن ایران زندگی کردن در آنطرف مرزها برای او غیر قابل تحمل میشود. آنا، دوست اینترنتی حمید که هفت سال بود از هم بیخبر بودند، هشت ماه قبل از حمید از استرالیا به ایران آمده و از طریق یک شماره تلفن حمید را پس از ورودش به تهران پیدا میکند. بعد از اینکه آنها یکدیگر را در یک کافه شاپ ملاقات میکنند، آنا حمید را به خانه دوستش میبرد. ولی وقتی آنها به آنجا میرسند، موضوع غیر منتظره ای پیش میآید که مسیر بقیه داستان را در دست اندازهای انتخابات سال 84 تعیین میکند. حمید نمیتوانست به چشمان خود اعتماد کند؛ رویا، زنی که او تمام خیابانهای فرعی بالای میدان ونک را برای یافتن خانه اش پیاده متر کرده ولی او را نیافته بود، اکنون در مقابل او ایستاده است. در این رهگذر انتخابات سر می رسد و با انتخاب شدن احمدی نژاد، حمید دیگر مطمئن نیست بتواند در حکومتی به ریاست حمهوری احمدی نژاد زندگی کند... بخوانید داستان کوتاه کودکیم از پشت زباله ها اصغر سرش را از توی مخزن زباله در می آورد و با خوشحالی به فریدون که آنطرف کـُپه زباله ها در حال کاوش است می گوید: «ببین چی گیر آوُردم!» و سپس ماشین اسباب بازی را که یافته بالا می گیرد تا در تاریک و روشن خیابان نشان فریدون دهد. فریدون دستش را از داخل زباله ها بیرون می کشد: «آخ... لعنتی..» آی... مسئولین! روز پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88، کیانوش مشغول بستن ساک خود بود تا برای پایان رساندن کار پروژه تحصیلی و نوشتن تز فوق لیسانس خویش به تهران بازگردد. روحی خانم، مادر کیانوش دخترش را صدا زد و گفت: «پروانه دخترم، دو تا ذغال روشن کن اسفند دود کنیم.» بعد رو به کیانوش کرد: «کیانوش، مادر جون نری تو تظاهرات شرکت کنی یا، یه موقع مشکلی برات پیش می آد.»
برخورد در فرودگاه دقایقی پس از اینکه پرواز 649 ایران ایر بر زمین فرودگاه وین نشست، در عقب بواینگ 747 شرکت هواپیمائی هما باز شد و مسافرینی که هواپیما با خود از تهران آورده بود از پله ها پائین آمدند تا سوار شارتر شوند و خود را به پاس کنترل برسانند.
|
|||
|
|||||